سيد علي اكبر قرشي

121

قاموس قرآن ( فارسي )

بمعنى فرياد رس و كمك نيز آمده است * ( « وَإِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَرِيخَ لَهُمْ وَلا هُمْ يُنْقَذُونَ » ) * يس : 43 . و اگر ميخواستيم غرقشان ميكرديم فرياد رسى نداشتند و نجات نمىيافتند . مصرخ بمعنى صريخ و فرياد رس است * ( « فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ » ) * ابراهيم : 22 . قول شيطان است كه به پيروان خود روز آخرت خواهد گفت مرا ملامت نكنيد . خودتان را ملامت كنيد . من فرياد رس شما نيستم . شما فرياد رس من نيستيد . * ( « وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً » فاطر : 37 . اصطراخ در اصل با تاء منقوط است كه بطاء قلب شده و آن بمعنى استغاثه و ناله است يعنى اهل آتش در آن فرياد ميكشند و ناله ميكنند كه : خدايا ما را خارج كن تا كار صالح انجام دهيم . استصراخ يارى خواستن است * ( « فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَه بِالأَمْسِ يَسْتَصْرِخُه » ) * قصص : 18 . صرر : صر بمعنى بستن و گره زدن است « صرّ الصّرّة و غيرها : شدها » كيسه را از آن صره گويند كه پول در آن گره زده و بسته مىشود . در مجمع فرموده : بقولى اصرار ثبات است . * ( « وَلَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ » ) * آل عمران : 135 . اصرار بگناه را از آن اصرار گويند كه گوئى گناه را بگناه يا گناه را به خود بسته است . * ( « وَكانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ » ) * واقعة : 46 . و بودند كه بگناه بزرگ اصرار ميكردند و از آن دست نميكشيدند . * ( « وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً » ) * نوح : 7 . جامه هايشان را بسر كشيدند و در اعراض از حق اصرار نمودند و خود پسندى عجيب كردند . صِرّ بكسر ( ص ) : سرماى شديد بقول راغب اين از آنست كه در سرما گره شدن ( يخ بستن ) هست . * ( « مَثَلُ ما يُنْفِقُونَ فِي هذِه الْحَياةِ الدُّنْيا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ) *